قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۳/۱۹ - ۱۰:۰۸
درس‌هایی از مناظره؛

اندازه گیری عیار و وزن سیاسی کاندیداها در تراز مناظرات/ مناظره ای که قابلیت برد و باخت نداشت

مناظره‌های سه گانه تمام شد. مناظره سوم هر چند به جهت موضوعش که «سیاسی» بود، جاندارتر بود، اما مناظره ای اینچنین، به جهت ساختارش، نمی توانست به یک مناظره تمام عیار تبدیل شود.

اندازه گیری عیار و وزن سیاسی  کاندیداها در تراز مناظرات/ مناظره ای که قابلیت برد و باخت نداشت
 سراج24: اولین روز مناظره که تمام شد، همه شاکی بودند؛ از نامزدها گرفته تا رسانه‌ها تا مردم. طنز و استهزای شیوه مناظره هم داغ داغ بود. از حسن روحانی گرفته که دلش یاد مرحوم نوذری را کرده بود تا روزنامه نگاران و مردم که پیش بینی مسابقه ماست خوری و طناب کشی و... را برای مناظره بعد می کردند.
دومین مناظره شیوه اش عوض شد. دیگر خبری از مسابقه تستی و عکس و این ها نبود، اما موضوع مناظره که «فرهنگی-اجتماعی» بود، مناظره را بی حال کرده بود، چون بحمدالله مثل همیشه برنامه های فرهنگی اجتماعی کلی بودند و در مباحث کلی هم که نمی توان انتظار بحث چالشی جدی ای داشت. همه می دانند اعتیاد بد است و باید از بین برود، بیکاری و مسکن و طلاق و دروغ و این ها هم همین طور، همه هم می خواهند این مشکلات را حل کنند؛ دیگر چه مناظره ای باقی می ماند؟ در نتیجه باز هم حس مناظره‌بینی مردم و مناظره‌خواهی نامزدها ارضا نشد.
اما مناظره سوم هم شیوه اش بهتر بود، هم موضوعش، که «سیاسی» بود، داغِ داغ. اما باز هم کارامدی کافی را نداشت.
در این باره به چند نکته اشاره می شود:
1. مگر نامزدها نمی گفتند اصل بدبختی مردم و در پی آن اولویت برنامه هاشان اقتصادی است، پس چرا مناظره سیاسی داغ ترین مناظره را تشکیل می داد؟ دلیل این مسئله، جدای از ساختار بخش دوم مناظره اقتصادی، چیزی نبود جز این که اولاً برنامه ها در این بخش هم کلی است و نامزدها بیشتر پی وعده و وعیدند تا برنامه ریزی اقتصادی؛ و اصلاً بحث اقتصادی، بیشتر از برنامه داشتن، به مدیریت و نوع تعامل رییس جمهور با فعالان اقتصادی خرد و کلان بستگی دارد؛ ثانیاً نامزدهای موجود بیشتر اهل سیاستند تا اقتصاد؛ ثالثاً فارغ از شعارهایی که برای رای جمع کردن مطرح می شود همه باور دارند که مشکلات اقتصادی –حداقل در وضع موجود- به صورت مستقیم و غیر مستقیم در زیرمجموعه مشکلات سیاسی حل می شود.
2. کلا سه مناظره داشتیم. آن وقت صداوسیما، در کمال بی خیالی و بدون مشورت حتی با خود نامزدها، شیوه آزمون و خطا را در پیش گرفته و فرصت هایی به این مهمی را، که بهترین فرصت برای خلق حماسه سیاسی است، می سوزاند و مناظره را به یک نشست بی خاصیت تبدیل می کند.
دو نکته: یک. بهتر نبود به جای این همه برنامه های جورواجور درباره انتخابات، که خیلی هاشان هیچ کمکی به انتخاب اصلح نمی کنند، مناظره های دونفره برگزار می شد؟ گفتند زیاد می شود. 28 مناظره، هر کدام یک ساعت، می شد جمعا 28 ساعت. کجاش زیاد است؟ یک ماه وقت داشتیم برای دیدن 28 مناظره داغ داغ درحد لالیگا! ضمن این که آقایان ائتلافی و دیگر کسانی که نظرشان شبیه هم بود هم، می توانستند از مناظره با هم خودداری کنند که این طوری خیلی کم تر هم می شد.
دو. حالا نمی خواستند این کار را کنند، همین مناظره را می شد خیلی بهتر برگزار کرد، طوری که چالش های رودرروی بهتری ایجاد شود. مثلا اگر به جای این که 22 دقیقه وقت موجود را –که می شد بیشتر هم باشد- این طور شرحه شرحه کنند که به قول دکتر رضایی حرفها «جویده جویده» مطرح شود، می شد هر کس مطالبش را در وقت بیشتری، مثلا 10 دقیقه، مطرح کند و بعد هفت نامزد بعدی هر کدام در مدتی مشخص با او به بحث و جدل بپردازند؛ یعنی سوال و جواب و مناظره دو نفره بین نامزدها در یک زمان مشخصی بینشان انجام شود، نه اینکه سوال ها اول مطرح شود بعد نامزد محترم بعضی سوالات را آن هم جویده جویده جواب دهد. فقط طراحان برنامه همین یک سوال را جواب دهند کافی است که چطور می شود جواب 7 سوال نامزدهای نشسته – که بعضی وقت ها مجموعا 10 دقیقه وقت می گرفت- در سه دقیقه داده شود؟
3. حالا ما می مانیم و مناظره آخر و دعواهایش. از دیروز که مناظره تمام شده همه به دنبال این هستند که پیروز را انتخاب کنند. بعضی به انصاف پیروز را کسی انتخاب می کنند که بهتر استدلال کرد، هرچند خودشان طرفدار کس دیگری باشند. بعضی هم سعی دارند نامزد خودشان را بهتر بدانند، هرچند پای استدلالش لنگیده باشد.
اما نکته مهم این جاست که این مناظره اصلا قابلیت برد و باخت نداشت؛ اول به دلیل ساختار مناظره، که در شماره 2 مطرح شد. در این ساختار آن قدر حرف‌ها «جویده» می شوند که دیگر جایی برای میدانداری و بحث و جدل باقی نمی ماند.
دوم، به دلیل این که مباحثی که مطرح شد - چه در موضوع هسته ای و چه در موضوع کوی دانشگاه و امثالهم - از مسائلی بود که عامه مردم از آن بی خبرند و در دسته مسائل پشت پرده قرار می گیرند. چون مردم بی خبرند، نامزدها هم فقط به اتهام پراکنی علیه یکدیگر می پردازند و همه مدعی اند که طرف مقابلشان دارد دروغ می گوید یا - مودبانه اش- اطلاعات نامزد طرف مقابلشان غلط است. و باز چون مردم از آن بی خبرند دو حالت دارند: یا طرفدار نامزدی نبوده اند و پای مناظره نشسته اند، که به نتیجه خاصی نمی رسند. یا طرفدار نامزد خاصی هستند که فقط از کوبیدن حریف به وجد می آیند، نه این که به حقیقتی جدید دست یابند و نظرشان عوض شود.
سوم حقیقت این بود که در این مناظره بیشتر شاهد رقیب سازی بودیم تا رقابت واقعی؛ یعنی نامزدها اصلا یکدیگر را رقیب نمی دیدند و فقط می خواستند از حربه رقیب سازی استفاده کنند تا شاید در سایه آن بتوانند رأیی جمع کنند. به خاطر همین هم یکی به نعل می زدند و یکی به میخ؛ انتقاد می کردند و بعد پشت سر هم قربان صدقه هم می رفتند که من شما را دوست دارم و اصلا با هم همکاریم و از این حرف ها.
به هر حال به نظر می رسد علی رغم مناظره نسبتا داغی که دیروز شاهدش بودیم، صداوسیما نتوانست وظیفه اش را در مورد ایجاد فضای رقابتی به خوبی عملی کند و با انتخاب ساختاری اشتباه این فرصت مهم را سوزاند. مناظره هایی که با کمی دقت و تامل و مشورت با اهلش، می توانست به داغی مناظره های 88 منهای آسیب‌هایش باشد.
حرف آخر این که باز هم ثابت شد که تفکر و مشورت حلقه گم شده تمام برنامه ریزی های کشور، از جمله صداوسیما، است.
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••